ترقی بدون لحاظ کپی رایت!

در روزگاری که قرار بود مثلاً ترقی کنیم، رضا شاه از علی اصغر حکمت پرسیده بود که این خارجی ها چرا این قدر پیشرفت (!) کرده اند؟ ایشان هم گفته بود که خارجی ها دلیل پیشرفتشان چیزی به نام «یونیورسیته» هست. رضا شاه هم از حکمت خواسته بود که یکی از همین یونیورسیته ها (که حکمت آن را دانشگاه نامید) در ایران بسازد. تا ما هم یونیورسیته دار شویم و پیشرفت کنیم. ایشان هم دانشگاه تهران یعنی اولین دانشگاه ظاهراً ایرانی را میسازد.

ادامه خواندن ترقی بدون لحاظ کپی رایت!

۷۵ میلیون سیب زمینی

احتمالاً پس از نفت (و البته نه محصولات پتروشیمیایی آن!)، سیب زمینی نخستین چیزی باشد که کشور ما در آن خودکفا شده است. در میهن عزیزمان، ایران اسلامی بیش از ۷۵ میلیون سیب زمینی وجود دارد. شاید برای هرکسی عجیب باشد، امّا با شنیدن اخبار روی دهنده و دیدن سکوتی که در میان عموم رایج است، می توان به وجود این ۷۵ میلیون سیب زمینی پی برد!

قبلاً در جراید و مستندات می شنیدیم که حکومت فاسد و مفسد ایالات متّحده ی آمریکا برای حفظ قیمت و جلوگیری از وابستگی اقتصادی و چند علّت احمقانه ی دیگر، سالانه چندین تُن گندم و ذرّت را از کشاورزان خود خریداری کرده و در اقیانوس ها غرق می کند. خیلی اندوهگین و متعجّب می شدیم که چرا یک حکومت می تواند آن قدر فاسد باشد که علی رغم دیدن فقر جهانی موجود، اقدام به چنین کار ناشایست و خودخواهانه ای نماید. شاید شما هم بدانید که سالانه بیش از ۳۰ میلیون کودک در قاره ی آفریقا به دلیل گرسنگی و سوء تغذیه جان خود را از دست می دهند. دانستن این واقعیات قلب هر انسان آزاده ای را رنجور می سازد.

امّا عمق این ناراحتی زمانی هویدا می شود که بشنویم این اتفاق توسط مسئولان نظام جمهوری اسلامی رخ داده است. حکومتی که داعیه ی حفظ و استمرار انقلاب اسلامی را دارد و قرار است طلایه دار حرکت به سوی حق و نابود کننده ی ستم و استکبار جهانی باشد!

ادامه خواندن ۷۵ میلیون سیب زمینی

یک اختلاف درونی

همه ی ما اگر یک صبح جمعه وقتی که آفتاب هنوز خیلی خودش را نشان نداده، از خواب بیدار شویم و قصد کوهنوردی کنیم، پس از کوهنوردی و فعالیت نشاط انگیز صبح، به خانه برگردیم، دوش بگیریم و یک صبحانه ی مفصّل بخوریم، « حسّ خوبی خواهیم داشت ». (البته شاید خواننده ی این متن تا به حال این کار را تجربه نکرده باشد.) امّا چرا با وجود این حسّ خوب، اکثر افراد صبح جمعه را به خوابیدن بیش از حد معمول اختصاص می دهند؟ کسی که آن فعالیت را در ابتدای صبح انجام دهد، بدون شک پس از انجام آن خود را از درون تحسین می کند و با خودش می گوید که « چه خوب شد که به خوابیدن ادامه ندادم. »، امّا چرا خیلی از مردم دقیقاً وقتی که در رختخواب هستن حسّی درونی (با همان صدا) به آن ها می گوید که  بیشترین لذّت در ادامه ی خواب است؟

ادامه خواندن یک اختلاف درونی

چگونه پولدار شدند؟

وقتی ثروت شگرف کشورهای توسعه یافته و فقر نسبی کشورهای در حال توسعه یا عقب مانده را می بینیم، خود به خود این سؤال برایمان مطرح می شود که دلیل این تمایز چیست؟ چرا با وجود جمعیت های نسبتاً یکسان، مردم کشورهای در حال توسعه بیشتر و سخت تر کار می کنند، ولی فقیرتر هستند؟ پاسخ این سؤال را می توان در ناهنجاری های اخلاقی اقشاری از بشر دانست که در تاریخ بارها موجب عدم توازن شده اند. مثلاً آنگاه که مردم ملل گوناگون در حال آبادانی و کشورسازی بودند، با حملات وحشیانه و کشورگشایی های قوم مغول مواجه شدند. یا آن زمان که مردم طی یک روند طبیعی در حال شکل دهیِ اجتماعات بر مبنای اعتقادات خویش و در راستای اعتلای فرهنگی بودند، مورد هجوم استعمارگری انگلیس، فرانسه و … قرار گرفتند. این که پس از آن اتفاقات، توازن های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به هم می خورد، ایرادِ توده ی متعادل و اخلاق گرا نیست، بلکه ایرادِ آن اقلیّتِ ضدّاخلاق و ضدّبشر است که ارزش های عمومی جامعه ی انسانی را پایمال می کند.

ادامه خواندن چگونه پولدار شدند؟

لطفاً ما را مِس کنید!

از همان ابتدا که چشم گشودیم واژگانی مثل جدید، مدرن و پیشرفته برایمان خوب تلقی داده شد. تلقی داده شد. یعنی خودمان در القای آن نقش چندانی نداشتیم و این خانواده و جامعه بودند که پیشفرض-وار ما را وادار کردند که اینگونه بیندیشیم. البته افرادی که بیشتر اهل دانش هستند می دانند که مدرن بودن یا جدید بودن معنایش با آن چیزی که عوام از آن استنباط می کنند متفاوت است.

ادامه خواندن لطفاً ما را مِس کنید!