پولدار ها ظالم هستند

چگونه پولدار شدند؟

وقتی ثروت شگرف کشورهای توسعه یافته و فقر نسبی کشورهای در حال توسعه یا عقب مانده را می بینیم، خود به خود این سؤال برایمان مطرح می شود که دلیل این تمایز چیست؟ چرا با وجود جمعیت های نسبتاً یکسان، مردم کشورهای در حال توسعه بیشتر و سخت تر کار می کنند، ولی فقیرتر هستند؟ پاسخ این سؤال را می توان در ناهنجاری های اخلاقی اقشاری از بشر دانست که در تاریخ بارها موجب عدم توازن شده اند. مثلاً آنگاه که مردم ملل گوناگون در حال آبادانی و کشورسازی بودند، با حملات وحشیانه و کشورگشایی های قوم مغول مواجه شدند. یا آن زمان که مردم طی یک روند طبیعی در حال شکل دهیِ اجتماعات بر مبنای اعتقادات خویش و در راستای اعتلای فرهنگی بودند، مورد هجوم استعمارگری انگلیس، فرانسه و … قرار گرفتند. این که پس از آن اتفاقات، توازن های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به هم می خورد، ایرادِ توده ی متعادل و اخلاق گرا نیست، بلکه ایرادِ آن اقلیّتِ ضدّاخلاق و ضدّبشر است که ارزش های عمومی جامعه ی انسانی را پایمال می کند.

            یکی از عمده ترین مسائلی که موجب عدم توازن اقتصادی در عصر حاضر می شود، «منحصر سازی تولیدات» توسط سرمایه گذارانِ سرمایه دارِ کلان است. وقتی که کسی یکی از نیازهای بشر را (چه واقعی و چه موهوم) در انحصار خود داشته باشد، می تواند رافع آن نیاز را به هر قیمتی که دلش بخواهد بفروشد. خریدار نیز ناگزیر است که آن را با قیمت اعلان شده بخرد. اینگونه یک سرمایه دار، مالک ثروت هنگفتی می شود که ناشی از قیمت گذاری ناعادلانه است. مثلاً تا چند سال پیش هر دارنده ی کامپیوتر حقیقتاً ناچار بود که از سیستم عامل ویندوز استفاده کند. این عمده ترین چیزی بود که می شد بر روی یک رایانه نصب کرد و تولیدکننده و فروشنده ی اصلی آن، شرکت مایکروسافت بود. برای همین است که نباید تعجب کرد اگر رئیس این شرکت به عنوان پول دار ترین فرد جهان معرفی شود. از این نمونه ها بسیار یافت می شود. در اقتصاد اسلامی، ارزش حقیقی کالا یا میزان زحمت خدمات مبنای قیمت گذاری است. در حالی که در اقتصاد مدرن تنها مهم این است که مردم تا چه حد به کالا یا خدمات تو نیاز دارند. هر اندازه که بشود، می توانی قیمت تعریف کنی.

برای ما زجر با زحمت بِه از زر با زور است

سیّد محمّد معین میرقادری

3 دیدگاه برای «چگونه پولدار شدند؟»

  1. با سلام
    ببخشید،‌ میشه بگین که اقتصاد اسلامی و اقتصاد نوین رو بر اساس چه مرجعی اینگونه تعریف کردین؟

    در مورد برهم خوردن تعادل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی هم اینکه چرا عاملش اقلیت ضد اخلاق و ضد بشر است و اینها چه کسانی هستند،‌ اصلا مشخص نیست.
    به عنوان مثال گفتین که مثلا آن زمان که مردم طی یک روند طبیعی در حال شکل دهی اجتماعات بر مبنای عقاید خویش و در راستای اعتلای فرهنگی بودند،‌ اینها که هستند و کجا بوده اند؟‌

    با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *