شروع زندگی مشترک - ازدواج

شروع یک شروع

تا چند دهه ی پیش ازدواج برای بشر جزء یکی از مسلّمات زندگی بود. یعنی هر انسانی به یک حدی از بلوغ که می رسید تصمیم به ازدواج می گرفت و این دقیقاً برابر بود با ازدواج کردن. یعنی بین تصمیم گرفتن و انجام آن فاصله ی چندانی نبود. الان قضیه بسیار متفاوت شده. دیگر ازدواج جزء مسلّمات نیست. حتی اگر هم در برخی از جوامع نسبتاً سنّتی مثل ایران ازدواج یک چیز رایج باشد، به موقع ازدواج کردن جزء مسلّمات نیست.

مطابق با روند رو به رشدی که مستکبران اقتصادی در جهان سعی دارند روز به روز تسلط بیشتری روی زندگی مردم و البته سبک زندگی ایشان داشته باشند، شاید این ازدواج نکردن یا به موقع شروع نکردن زندگی مشترک نیز با سود اقتصادی آن ثروتمندان ۱% هم راستا باشد.

وقتی فردی ازدواج می کند و شریکی برای زندگی دائمی و مشترک خودش انتخاب می کند، (برخلاف تبلیغات متداولی که وجود دارد) عملاً از بسیاری از دغدغه ها رهایی می یابد و تمرکز شگفتی در دستگاه فکری وی به وجود خواهد آمد. انسان مجرد، چه پسر و چه دختر، دائماً در طول زندگی از لحاظ روحی، عاطفی، فکری، جنسی و اجتماعی همانند یک قطعه ی پازل در دست است که هنوز صاحبش جای مناسبی برای آن پیدا نکرده. این جهل از موقعیت، می تواند موجب دلهره، نگرانی و عدم تمرکز در مسائل مختلف شود که آثار سوء آن در ابعاد مختلف زندگی افراد مجرد بارز است. مثلاً بسیاری از کارفرماها افراد مجرد را استخدام نمی کنند. چرا که شاید فرد متأهل بهتر و بیشتر می تواند روی کار خود تمرکز کند و البته مسئولیت پذیر تر، متعهّد تر و قابل اعتماد تر نیز هست.

در مراکز آموزشی نیز معمولاً چنان که دیده شده، افرادی که برای خود یک شریک زندگی معیّن کرده اند، (چه به عنوان just friend، چه نامزد و چه همسر) معمولاً با تمرکز بیشتری به ادامه ی تحصیل می پردازند. این در حالی است که همکلاسی ها و هم دوره ای های ایشان هنوز به آن ثبات فکری نرسیده اند و در هر موقعیتی یک سؤال در ذهنشان جریان دارد: چه کسی قرار است شریک زندگی من باشد؟ و البته این موجب می شود که شاید روزانه مقدار قابل توجهی از انرژی اجتماعی و فکری این شخص در جهت هایی مصرف شود که احتمالاً سودی به حال وی ندارد.

انسان حقیقت گرا هروقت احساس کند به بلوغ فکری و عقلی لازم رسیده است و می تواند در خود احساس نیاز عاطفی به جنس مخالف را درک کند، اقدام به ازدواج می کند. ازدواجی که عملاً شروع زندگی جدّی اوست. این مطلع عشق سبب تمرکز او روی زندگی اصلیش می شود. یک عروه الوثقی  برای تکیه کردن و اعتماد کردن اوست. چارچوبی که نه تنها او را محدود نکرده، بلکه عملاً افق های جدید و مطمئن تری به رویش باز می کند.

البته در این میان افرادی هستند که از تعهد داشتن هراسانند. ایشان خوف دارند که مبادا قرار گرفتن در این چارچوب موجب شود که نتوانند هروقت که خواستند با شخصی دیگر و با ذائقه ای دیگر در ارتباط باشند. امّا این نگرش عاقلانه به نظر نمی رسد. این حسّ تنوع در چشیدن نیز پایدار نیست و البته این چشیدن ها هم هرگز نمی تواند جایگزین یک رابطه ی اصیل و عاشقانه باشد.

إن شاءالله مباحث مربوط به مطلع عشق از این پس در انقلاب مستمر اسلامی قرار خواهند گرفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *