گل چیزی فراتر از یک مجموعه ی یوکاریوتی هست

تغییر کاربری های کثیف!

در همین جهانی که از جلوه های مختلف زیبایی تشکیل شده، دست هایی نجس با دستکش هایی عفونت بار هستند که فقط در جهت ارضای شهوت های ضداخلاقی و پست فطرتانه ی خویش عمل می کنند و هیچ حریمی را محترم نمی دانند. چیزی به اسم بد وجود دارد و چیزی به اسم خوب. نمی شود بین این دو بود. باید یکی را بود و با یکی دشمنی کرد!

بسم الله الرّحمان الرّحیم. دین اسلام که در برترین بودن آن هیچ شکی ندارم، از ابتدا سعی کرد که پرده های جاهلیّت علنی و خفی را از اذهان و ابصار مردم کنار بزند و حقیقت را جایگزین آن ها کند. امّا مگر میخ آهنین در سنگ فرو می رود؟ «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» (پس از آن دلهایتان سخت شد همچون سنگ یا سخت‏ تر، و همانا از برخى سنگ ها جوی ها روان شود و برخى از آنها بشکافد و آب از آن بیرون آید، و برخى از آنها از بیم خدا [از کوه‏] فرو ریزد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست.)

اسلام گفت که زن را عزیز بدارید و برایش احترام قائل باشید. ولی این متحجّرهای اسیر نفس، اسمش را گذاشتند «زن ذلیل بودن» و تا جایی که توانستند از آن دوری کردند و اگر هم برخی مجبور به آن شدند، سعی در پنهان کردن آن داشتند. اسلام گفت که زن لطیف تر از آن است که در صحنه های خشن اجتماعی حضور داشته باشد. به زن اجازه دهید که در پرده ای از ابریشم حریم خانواده بماند و تا جایی که نیاز جدّی به حضورش نیست، مرد را برای برطرف کردن نیازهایش به کار گیرد. ولی کژفهم های بی خرد، با کوربینی خود زن را محدود و محصور کردند و او را از دستیابی به حقوق حقیقی خود باز داشتند و تا جایی که بتواند ظاهراً زنده بماند وجود و زندگیش را چپاول کردند.

پیام رسان اسلام گفت که «المرأه ریحانه و لیست بقهرمانه»، زن کنیز و کلفت نیست که برای کارهای درشت و طاقت فرسا او را به کار گیرید. زن مثل یک گلبرگ لطیف هست. شاید هیچکس به جز خودش و خانواده اش نفهمیدند که گلبرگ لطیف یعنی چه؟ آن مدرن های مجوس و نجاست باری که داعیه ی برتری و پیشرفتگی داشتند، برای بهره جویی و سوء استفاده ی هرچه بیشتر از زن، تا جایی که توانستند او را به اسارت های مدرن خویش در آوردند. کثیف ترین استفاده های تبلیغاتی را از لطیف ترین وجود عالم آفرینش کردند. فکر او را به سخره گرفتند و تا جایی که توانستند او را در استهزای زن (یعنی خودش) مشترک کردند و آن گاه او را به عنوان برده ای ارزان قیمت با دست خودش به خودشان فروختند.

هروقت هم که این پوچ فطرتان بیشعور به بن بستی می رسیدند، دست به دامان نیرنگی به نام فمینیسم می شدند و با پرچم «تساوی حقوق زن و مرد» بیش از پیش او را تغییر کاربری دادند. بله. زن را تغییر کاربری دادند. از آن چیزی که بود و از آن چیزی که باید می شد، او را تغییر دادند به چیزی که می خواستند…

و اکنون در اینجا

در میان زن هایی نفس می کشم که عمدتاً یادشان رفته که برای چه باید چه کار می کردند. دخترهایی که روزانه شاید چند ده بار آستین هایشان را با دست بالا می کشند تا مبادا ذره ای از feature های جلب توجه کننده ی این کالای مادّی کاسته شود. به هرچیزی لبخند می زنند تا مبادا اسمشان از لیست چشم ها حذف شود. هرچیزی را قبول می کنند و تن به هر چیزی می دهند تا حقوقشان مساوی باشد!

به این که کارمند یا کارگر (که البته برایش اسم های مدرن تر و ظاهراً زیباتری انتخاب شده) باشند افتخار می کنند. افتخار می کنند که ظریف ترین هایشان را در اختیار خشن ترین زنجیرها قرار داده اند. افتخار می کنند که مهندس باشند و به سر کار بروند. کار کنند. آخر به آن ها گفته شده که باید تحصیلات داشته باشید تا بتوانید مفید باشید. باید درس بخوانید و شغل خوبی به دست بیاورید تا برای جامعه ی خود مفید باشید و خانواده به شما افتخار کنند. باید از تنبلی (!!) دوری کنید و خود را به اشتغال های مفید مشغول سازید. (و از این دست خرفهمی های مدرن)

غافلند از این که با تغییر کاربری این جنس لطیف و این گلبرگ ترین گلبرگ عرصه ی آفرینش، جامعه بیش از پیش از راه خود منحرف می شود و با دور شدن از یک جامعه ی انسانی ایده آل به موجودیت های یک جامعه ی حیوانی تن می دهد. غافلند که این تغییر کاربری زن، بنیان خانواده را هر روز سست تر و بی معنا تر از پیش می کند. آخر گلبرگی که لای چرخدنده های ذلّت بار تکنولوژی رقصیده باشد به چه درد طنازی می خورد؟ گلی که واکس سیاه مدرنیته را روی گونه هایش کشیده چه طور می خواهد عطر پراکنی کند؟

 کسی هم جرأت حرف زدن ندارد. برخی به بخاطر دلسوزی برای اسلام سعی می کنند صرفاً آن جنبه هایی از اسلام را بیان کنند و بروز دهند که ظاهراً با مبانی مدرنیته راجع به آزادی تنافر نداشته باشد. اگر هم به دیگران چیزی بگویی، بدون تعلّل و درنگ به تو برچسب عقب مانده و متحجّر و خودخواه خواهند زد. این ماشین مدرن آنقدر در گوش این گلبرگ های به زنجیر کشیده شده حرف هایش را تکرار کرده که اگر هم برایشان دلسوزی کنی، با چوب همان پرچم دروغین فمینیسم کارَت را خواهند ساخت!

تغییر کاربری گل یعنی سوزاندنش!

این مفسدهای خودخواه خر تر از آنند که بخواهند بفهمند. آن ها دست از سر شما بر نمی دارند مگر این که هم شما و هم خودشان را در قعر فساد و بی راهه نابود کنند. این ماشین تکنولوژی مدرن فرمانش کنده شده و با موتور جت به هر سو می تازد و مسافران خودش و هر آنچه بیرون از خودش است را نابود می کند.

به خاطر کندن گل سرخ ارّه آورده اید؟

چرا ارّه؟

فقط به گل سرخ بگویید: «تو! هِی تو!»

خودش می افتد ومی میرد…

                               _ بیژن نجدی _

شما بفهمید! لطفاً شما خودتان به فکر خودتان باشید و بیدار شوید. ببینید که قرآن چه می گوید. با خودتان اندکی فکر کنید که تا به حال چه کسی بیش از خدا دلش به حال شما سوخته؟ کدام ژورنال مدافع آزادی بیان و یا کدام کمپین حقوق بشر بیش از دین اسلام هوای شما را داشته؟ لطفاً به خودتان برگردید. به همان ریحانه ی عطرآگین. به همان گل لطیف. هیچ چیز بیشتر از گل بودن، شایسته ی یک گل نیست.

بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *