روشن فکر نما

از دستِ روشن فکر نما …

با پدیده ای روبرو هستیم که خیلی جدید نیست. یعنی اصلاً جدید نیست. با دیدن فیلم های زمان قبل از انقلاب و به ویژه عکس های سیاه و سفید از خیابان های تهران و کالج های آن طرف آب، می شود دریافت که همیشه جوانانی بوده اند که علاقه ی شدیدی داشته اند به گرفتن ژست روشن فکری! افرادی که موهایشان را مدل خاصی می زنند، ریششان را و … و به هر وجهی سعی دارند خودشان را متفاوت، و گیج نشان دهند. دوست دارند مردم ایشان را گیج و منگ بپندارند، «چرا؟» ، چون که این تقریباً همان ژستی است که افراد متفکّر دارند.

روشن فکر نما ها دوست دارند شبیه متفکر ها باشند. دوست دارند شبیه افراد اهل مطالعه باشند! دوست دارند در ظاهر مثل یک هنرمندِ نقاش یا یک ژورنالیست آگاه باشند. کسی که نسبت به جامعه و جهان دید خاصی دارد! البته روشن فکر نما ها هرگز واقعاً چنین نیستند! فقط ادایش را در می آورند. این که می گویم چنین نیستند، دلیلش این هست که ایشان هنوز از ابتدایی ترین مرحله ی تفکر که همان «شناختِ خود و فرار از قفسِ خود» است نگذشته اند. چنین افرادی همچنان درگیر خودشان هستند و با حسّی نارسیسیستی سعی بر این دارند که عطش علاقه به جالب توجه بودنشان را با این ریتم های خاص و عجیب و غریب در سبک زندگی سیراب کنند…

چیزی که در این مورد اذیت کننده هست و موجب آزار روحی انسان می شود، این است که این افراد اصطلاحاً روشن فکر نما ، با این ژستشان شدیداً فضای روحی جامعه را به پلیدی ها آلوده می کنند. هر فرد متظاهری عامل به عمل زشت دروغگویی هست. خودش را طوری نشان می دهد که نیست! همان طور که گفتم، روشن فکر نما اگر روشن فکر بود، اینقدر تابلو و زشت سعی نمی کرد که به زور خودش را در اذهان مردم روشن فکر جلوه دهد…

به هرحال این چیزی هست که در جامعه زیاد شده و هر روز با نمونه های زیادی از آن مقابل می شویم. هدفون هایی که در گوش هستند، کتاب های گنده و جلد چرمی یا کاهی که زیر بغل ها قرار میگیرند، عینک هایی با فریم های گنده، لباس های عجیب، تیپ های هیپستر و … نگریستن به افق در حالی که روی نیمکت دانشکده نشسته و یک لیوان قهوه در دست دارند…! ما که بخیل نیستیم… برخی می فریبند و برخی فریفته می شوند. اما چیزی که در گلوی آدم گیر می کند و دوست دارد سر یک فرصتی آن را فریاد بزند، این هست که اگر کسی این ژست ها را به خودش نمی گیرد و در صفحه ی فیسبوکش جملات قصار شاملو و صادق هدایت و … را نمی گذارد و افسرده نیست و لباسش و منشش عجیب نیست، دلیل نمی شود که از نظر مطالعاتی و تعقّل از جنابان روشن فکر نما کمتر باشد.

دیشب پس از مدت ها نشریه ی عهد را نگاه کردم و مقاله ای در مورد مرتضی آوینی، من را به خواندن نقل قولی کشاند از ایشان. این نقل قول خیلی خوب هست و مفید برای همان آدم ها… همان هایی که کاش می فهمیدند که نمایش چیزی، هرگز جایگزین وجود آن چیز نمی شود…

تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر، من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم. من هم سال های سال در یکی از دانشکده‌ های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام. موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعت ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ ام. من هم سال‌ ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ ای گذاشته‌ ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را بی‌آنکه آن زمان خوانده باشمش طوری دست گرفته‌ ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:« عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد!»… اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

خداوند همه ی ما را به راه راست هدایت کند.

در جستجوی راه

سیّد محمّد معین میرقادری

امروز عصر!

6 دیدگاه برای «از دستِ روشن فکر نما …»

  1. برادر من
    خیلی از افرادی که تیپ غربی میزنند و ژست میگیرند فقط به خاطر غرب زدگی اینطور رفتار میکنند.
    این نیست که هر کس موی فرفری و عینک گردالی داشت دارد ادای روشنفکری در می آورد. شما مثل همیشه همه جامعه رو با یک چوب راندی.

    1. غرب زده ها زیرمجموعه ی همان افرادی هستند که توهّم برتری حتمی یک قشر رو دارن و مشتاقانه میخان ظاهرشون رو مثل اونها بکنن…
      البته اینجا من به طور خاص منظورم اون افرادی هست که خودشون هم مدعی شدید روشنفکری هستن و عمداً، اصلاً و به طور واضح بیان میکنن که این سبک زندکی روشنفکرانه هست…

  2. با سلام به شما برادر گرامی.
    امیدوارم در راه استمرار انقلاب اسلامی هر روز موفق تر باشید.
    در ضمن با نصب نرم افزار ویراستیار می توانید متن خود را پیش از اانتشار به سادگی ویرایش کنید.
    مثلا بقل باید بشود بغل. البته این یکی را ویراستیار پیدا نمی کند!!
    خدا به همراهتان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *